علمدار

علیرضا طلیسچی بازدید : 5706
مدت : 02:51 دقیقه

متن شعر علمدار از علیرضا طلیسچی

تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب
تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب
یادم آمد ز کبودی لب طفل رباب
یادم آمد ز کبودی لب طفل رباب

نَبوُد صبر و قرارم 
گره افتاده به کارم
نبود صبر و قرارم 
گره افتاده به کارم

من علمدارم علمدار 
من علمدارم علمدار
بر حسینم یار و غمخوار
بر حسینم یار و غمخوار

نه سری مانده نه دستی 
نه سری مانده نه دستی
کمرم را تو شکستی 
کمرم را تو شکستی

چه بگویم به سکینه چو سراغت گیرد
چه بگویم به سکینه چو سراغت گیرد
گر بفهمد تو شدی کشته بدان میمیرد
گر بفهمد تو شدی کشته بدان میمیرد

نَبوُد صبر و قرارم 
گره افتاده به کارم
نبود صبر و قرارم 
گره افتاده به کارم

من علمدارم علمدار 
من علمدارم علمدار
بر حسینم یار و غمخوار
بر حسینم یار و غمخوار

نه سری مانده نه دستی 
نه سری مانده نه دستی
کمرم را تو شکستی
کمرم را تو شکستی

لطفا برای ارسال نظر از اینجا وارد شوید